محمد بن حسين البيهقي
711
تاريخ بيهقى ( فارسي )
[ بازگشت هزيمتيان ] و پس ازين هزيمتيان آمدن گرفتند ، و بر هر راهى مىآمدند ، شكستهدل و شرم زده 1 . و امير فرمود تا ايشان را دل دادند و آنچه رفت به قضا بازبستند 2 . و با مقدّمان امير به مشافهه 3 عتابهاى 4 درشت مىكرد مخالفت كردن سالار را و ايشان عذر مىبازنمودند - 5 . و از حاجب نوشتگين ولوالجى شنودم كه پيش خواجه بونصر مىگفت كه وى را تنها دو بار هزار هزار درم زيادت شده است 6 . و سالار بگتغدى نيز بيامد و حال به مشافهه بازنمود با امير و گفت : اگر مقدّمان نافرمانى نكردندى ، همه تركستان را بدين لشكر بتوانستمى زد 7 . امير گفت : رضى اللّه عنه ، كه ما را اين حال مقرّر گشته است و خدمت و مناصحت تو ظاهر گشته است . و غلامانسرايى نيز دررسيدند شكسته و بسته 8 امّا بيشتر همه سوار 9 . و اين نخست وهنى 10 بود بزرگ كه اين پادشاه را افتاد . و پس ازين وهن بر 11 وهن بود تا خاتمت كه شهادت يافت و ازين جهان فريبنده با درد و دريغ رفت ، چنان كه شرح كنم همه را به جايهاى خويش ، ان شاء اللّه عزّ و جلّ 12 . و چگونه دفع توانستى كرد قضاى آمده را كه در علم غيب چنان بود كه سلجوقيان بدين محل خواهند رسيد ، يَفْعَلُ اللَّهُ ما يَشاءُ و يَحْكُمُ ما يُرِيدُ 13 . و دولت 14 همه اتّفاق خوب است و كتب سير 15 و اخبار ببايد خواند كه عجائب و نوادر بسيار است و بسيار بوده است ازين گونه ، تا زود زود 16 زبان فرا 17 اين پادشاه محتشم دراز كرده نيايد و عجزى به دو بازبسته نشود 18 ، هر چند درو استبدادى قوى بود و خطاها رفتى در تدبيرها و لكن آن همه از ايزد ، عزّ ذكره ، بايد دانست كه هيچ بنده به خويشتن بد نخواهد . و پس از آن كه اين جنگ ببود 19 ، همه حديث ازين مىگفت و با عارض بو الفتح رازى تنگدلى مىكرد و لشكر را مىنواخت و كارهاى ايشان مىبازجست 20 خاصّه از آن اين قوم كه به جنگ رفته بودند كه بيشتر آن بودند كه ساز 21 و ستوران از دست ايشان بشده بود . و ماه رمضان فراز آمد و روزه گرفتند . و از آن منهيان كه بودند پوشيده 22 به نسا نامههاى ايشان رسيد ، و نبشته بودند كه چندان آلت و نعمت و ستور و زر و سيم و جامه و سلاح و تجمّل بدست تركمانان افتاد كه در آن متحيّر شدند و گفتى